July 19, 2012

درد

درد
قلب من پاره شد با چنگال زمان..خاطرات مرده ای   تصویر ذهن ام شد 
عقل باز دوباره کور شد 
 غرور باز در دام افتاد واحساس عفونی شد
انچه که بر من گذشت را زمان  خط زد..
یا شاید به خلا درونی فرستاد..
نیست در ظاهر نشانی از این درد بینوا ..اما این  وجدان من است که با ان ساز گار نیست
ذهن پر مشغله ام گوید جای ان اینجا نیست .. ای مونا بگو به من که  کجاست جای  بی درد 
که نیست نشانی از ان...


No comments:

Run

Run, run always run, all the time till I'm done. Run, you believe done, life must run. run, run my dear son your life is near to shine I...