بگذر از این آشفته حال
زین زوال ،صاحب نداش
ک رَوَد رو به رِوااال
مسیرِ این آشفته حال
ک بود پر غبار ، بَر زِوال
سوار شداین روزگار،روزگار،روزگاااار
آب بیار،آب بیار، آب بیار
جانم سوخت ،جانم سوخ
آشفته حاااال
مانی برقرار، روی گشته بر زوال ..
جانم سوخت،آب بیار،آب بیار،آب بیار،
منا فریدونی