January 13, 2017

ساعت کوکی


کاش ساعت کوکی ام از کار نمی افتاد
لحظه های با تو بودنم از پای نمی افتاد
کاش تکرار در این حادثه اثر میکرد
تکه پاره های دلم را از جای جایِ شهر جمع میکرد
آنکه نمیداند صدایش از همه بلندتر است
آسمان اما میداند و کر است
کاش ساعت کوکی ام از کار نمی افتاد
خواب دیگر رویا نمی آورد برایم
کابوس هایم نمی روند از یاد
کاش تکرار در این حادثه اثر میکرد
و گمشده پیکر سنگی ام را
جای خالی ماندش در پارک شهرم را
تکه پاره های تنت را
از لای جملات خالی از خالصی

از روزنامه های ....
حق با توست این شهر
دغدغه هایش تمامی ندارد
ساعت کوکی ام،
لحظه های با تو بودنم اما آن را
را میدانست.
م.فریدونی
ساعت کوکی


تنها

  It's Opened at new window on my youtube channel