October 4, 2013

زیبای من

اشکهایم پر میکشند از چشمانم
نفس تو می رهاند احساساتم را
به جایی نفوذ میکند نگاهت
که انجا معبد گاه توست
ای زیبای من
من می جویمت در هر سوی و کوی
ای زاده ز عشق بیمار من
زیبای من

آفت عقل

راوی رنجم  اما خشممو رنجم  نگردند آفت عقلم گر ویرانه گردم بارها  تکه‌هایم جمع شده یا نشده به حرف خواهند آمد دیگر بار  تا آخرین ذره‌ام،اخرین ...